آشنایی با جرم زورگیری و اخاذی به شیوه تصادف ساختگی

تصادف های ساختگی یکی از روش هایی است که امروزه علاوه بر به دام انداختن افراد جامعه و ماموران بیمه، در بسیاری موارد موفق به فریب دادن ماموران پلیس نیز شده است! اخاذی از راننده، هم دست شدن با وی به منظور دریافت پول و غرامت از بیمه و نیز زورگیری و سرقت مهم ترین اهداف دنبال شده در نقشه تصادفات ساختگی می باشد.

بر همین اساس پلیس اعلام نموده است که در صورت مشاهده و شناسایی افراد سودجویی که دست به طراحی و اجرای تصادفات ساختگی زده و قصد دارند با این کار به اخاذی و زورگیری، سرقت و دریافت غرامت از بیمه بپردازند، آن ها را به منظور تعقیب پرونده و اعمال مجازات به مراجع قضایی معرفی خواهند نمود.

پلیس بر این باور است که افراد سودجو با به کار بستن راهکارهای ویژه، از نا آگاهی رانندگان از قوانین موجود و نیز ترس و استرس اولیه این افراد از رخداد تصادف استفاده نموده و به صحنه سازی و مدرک سازی پرداخته و بدین ترتیب به اهداف شوم خود دست پیدا می کنند.

بسیار دیده شده است که فردی ولگرد و یا معتاد خود را عمدا جلوی ماشین انداخته و سپس وانمود می کند که در اثر برخورد با ماشین دچار آسیب دیدگی شده است. سپس از راننده در قبال نادیده گرفتن تصادف و عدم اعلام آن به پلیس تقاضای پول می نماید! در برخی موارد نیز سارقان با ایجاد تصادف ساختگی، راننده را به منظور بررسی صحنه تصادف سرگرم نموده و سپس نسبت به انجام سرقت اقدام می نمایند.

تصادف ساختگی

افرادی که با طراحی و اجرای تصادفات ساختگی سعی در اخاذی و زورگیری از رانندگان دارند، در صورت اثبات ساختگی بودن سانحه تصادف، مجرم تلقی شده و به منظور اعمال مجازات به مراجع قانونی دارای صلاحیت معرفی می گردند. بی شک در این میان چنین افرادی ادعا می کنند که تصادف رخ داده، ساختگی نیست. لازم است این اشخاص بدانند که کارشناسی تصادفات رانندگی ای که روزانه در مسیرهای گوناگون رخ می دهد، عملی کاملا علمی و در عین حال حرفه ای می باشد. افسران کارشناس مشغول به کار در این زمینه با توجه به محلی که تصادف در آن به وقوع پیوسته است، آثار تصادف رخ داده و نیز انطباق دادن نقاط برخورد دو وسیله نقلیه مورد نظر و یا وسیله نقلیه با عابر، با اعمال نظرات کارشناسانه خود مقصر تصادف را شناسایی می کنند.

در رابطه با اثبات برخورد و تصادف وسایل نقلیه با عابرین پیاده نیز، افسران کارشناس با در نظر گرفتن مسیر حرکت عابر پیاده، مسیر حرکت وسیله نقلیه، نقطه برخورد وسیله نقلیه به عابر پیاده و آسیب ایجاده شده در بدن عابر پیاده، با به کار گرفتن اظهارات کارشناسانه خود صحت و یا عدم صحت تصادف را مشخص می نمایند.

بنابر آن چه تا به حال گفته شد، در صورتی که عده ای از افراد سودجو و فرصت طلب به منظور زورگیری و اخاذی و یا دریافت غرامت از بیمه دست به طراحی و اجرای تصادفات ساختگی بزنند، اگر افسر راهنمایی و رانندگی با به کارگیری تجربیات و علم خود و نیز استفاده از علوم فنی مهندسی موجود در این زمینه ساختگی بودن تصادف را تایید نماید، شخص مرتکب در مقابل قانون به عنوان متقلب شناخته شده و به علت انجام عملی که به منظور کسب مال نا مشروع انجام داده است، مجرم محسوب می گردد. در چنین حالتی مراتب صورت جلسه و نیز مستندات موجود در این زمینه با هدف پیگیری و اعمال مجازات به مراجع قضایی تحویل می گردد.

زورگیری یا اخاذی

شانتاژ کلمه ای فرانسوی است که معنای آن در زبان فارسی اخاذی می باشد. اخاذی را می توان زورگیری، باج گیری و گرفتن مال، وجه نقد و یا هر چیز دیگری با استفاده از زور و تهدید معنا کرد. بنابراین همان گونه که اشاره کردیم، زورگیری مصداقی روشن از اخاذی می باشد.

هدف از این جرم این است که فرد مجرم بتواند مالی را به صورت غیرقانونی و با زور و تهدید به دست آورد و در واقع می توان گفت که جرم اخاذی یکی از جرایمی است که زیر مجموعه ای از جرم تهدید به شمار می آید.

مجازات جرم تصادف ساختگی به منظور اخاذی و زورگیری و دریافت غرامت از بیمه

به موجب ماده 61 قانون بیمه شخص ثالث

در صورتی که شخصی با به کار بستن اعمال متقلبانه نظیر صحنه سازی تصادفات ساختگی سعی کند مبلغی را بابت خسارت دریافت نماید، محکوم به حبس تعزیری درجه شش و پرداخت جزای نقدی به میزان دو برابر آن چه در این راه به دست آورده است، می باشد.

مجازات درجه شش

قانون مجازات اسلامی به منظور برخورد با مرتکبین جرایم گوناگون، با در نظر گرفتن نوع جرم مرتکب شده مجازات هایی را در نظر گرفته اند که بر اساس شدت، آن ها را در 8 درجه مختلف دسته بندی نموده اند. مجازات درجه شش در قانون مجازات اسلامی به صورت زیر خواهد بود:

حبس بین شش ماه تا دو سال

جریمه نقدی بین بیست میلیون ریال تا هشتاد میلیون ریال

بین سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق، در صورت ارتکاب به جرم منافی عفت بین سی و یک تا نود و نه ضربه شلاق

جرایم منافی عفت شامل جرایمی گوناگون نظیر رابطه نامشروع می باشد. این جرایم زمینه از بین رفتن عفت در جامعه را تشدید می کنند.

محروم شدن از حقوق اجتماعی بین شش ماه تا یک سال

منتشر شدن حکم قطعی در رسانه ها

ممنوع الفعالیت شدن حداکثر پنج ساله در یک یا چند فعالیت شغلی یا اجتماعی برای افراد حقوقی

ممنوعیت حداکثر پنج ساله از دعوت عمومی برای افزایش سرمایه در مورد افراد حقوقی

ممنوعیت حداکثر  پنج ساله از صدور بعضی از سندهای تجاری به وسیله افراد حقوقی

ارکان جرم زورگیری

احراز سه رکن قانونی، مادی و معنوی از مهم ترین ارکان تحقق هر جرمی می باشند. در صورتی که هر یک از این ارکان وجود نداشته باشد، تحقق جرم نیز منتفی است. مگر در شرایطی که قانون گزار خلاف چنین اصلی را شرط رسیدگی به پرونده قرار دهد.

خوب است بدانید که ارکان مادی و معنوی جرم از رکن قانونی آن منشعب می گردند. دلیل این امر نیز این است که قانون گزار با گنجاندن شرایط مادی و معنوی تحقق جرم در دل عنصر قانونی آن به جرم انگاری خواهد پرداخت. در ادامه به معرفی و بررسی ارکان نام برده شده خواهیم پرداخت.

عنصر قانونی جرم زورگیری

بر اساس اقتضای اصل قانونی بودن جرم و مجازات، لازم است که قانون گزار کلیه کارها و رفتارهای مجرمانه را تعیین و اعلام نموده و مجازات های در نظر گرفته شده برای مرتکبین این اعمال را نیز به طور کاملا صریح اعلام کند. گفتنی است که قانون گزار باید تمام تلاش خود را به کار بگیرد تا از اعمال سلیقه شخصی خود در تبیین و تشریح عناوین مجرمانه پیشگیری نماید.

از طرف دیگر نیز لازم است که اعضای جامعه تمامی اعمال و رفتاری را که مخالف و منتفی قانون آن جامعه می باشند، شناخته و با عواقب انجام آن ها آشنایی کامل داشته باشند. بر اساس قاعده ” قبح عقاب بلابیان” و نیز طبق آیات مبارکه قرآن کریم، در صورتی که فردی بدون اعلام قبلی مورد مجازات قرار بگیرد، عملی زشت صورت پذیرفته است. در این جا فرض را بر مباح و قانونی بودن کلیه اعمال و رفتارهایی که در جامعه رخ می دهد، قرار داده اند. بنابراین هر رفتار و عملی که مجرمانه تلقی شود، باید از پیش توسط قانون گزار به تمامی افراد جامعه اعلام شده و مجازات آن نیز به طور صریح مشخص گردد.

عنصر مادی جرم زورگیری

عنصر مادی جرم زورگیری به این نکته اشاره دارد که مجرم قصد و نیت مجرمانه ای را که در ذهن خود پرورش داده است، به عرصه عمل برساند. این عنصر در رابطه با جرم زورگیری از دو بخش که در ادامه مورد معرفی و بررسی قرار می گیرند، تشکیل شده است.

تهدید

تهدید به معنای ترساندن فرد از عملی نا مشروع و غیر قانونی می باشد. برای مثال در صورتی که فردی شخص دیگری را ترسانده و از وی مالی را تقاضا نماید و یا او را وادار به انجام کاری بدون دریافت دستمزد نماید، مرتکب جرم تهدید شده است. تهدید به قتل، تهدید به ضرر شرفی، تهدید به ضرر نفسی، تهدید به ضرر مالی و یا تهدید به فاش کردن راز نمونه های تهدید برای جرم زورگیری می باشند.

تقاضای مال، وجه، انجام کار و عدم انجام کار

همان گونه که پیش تر نیز اشاره نمودیم، تقاضا و یا عدم تقاضای دریافت مال و یا انجام و یا عدم انجام یک کار از فرد تهدید شونده یکی از اتفاقاتی است که در جرم تهدید رخ می دهد. جالب است بدانید که در جرم زورگیری این چنین نیست. به منظور تحقق جرم زورگیری لازم است که مجرم در عین تهدید کردن فرد، از او درخواست کند که مال و یا وجهی را به او داده و یا کاری را که او می گوید انجام بدهد و از انجام کاری که او دستور می دهد، دست بکشد.

عنصر معنوی جرم زورگیری

زمانی که جرم زورگیری رخ می دهد، بدون شک افراد ممکن است که با مشکلات بسیاری در این زمینه از نظر روحی مواجه شوند. در واقع عنصر معنوی جرم زورگیری حسی است که شخص تهدید کننده در نظر دارد با ایجاد ترس و دلهره در تهدید شونده ایجاد کند. زمانی که تهدید شونده مالی در جرم زورگیری درگیر شود، به طور حتم از نظر روانی نیز ذهن او درگیر خواهد شد و حتی ممکن است که دچار مشکلات بسیاری در این زمینه شود. در این مورد، حتی اگر انگیزه از انجام این کار تفریح و سرگرمی باشد و یا حتی فرد به قصد جدی اقدام به این کار کند باید بداند که همین که عنصر روانی انجام شده است، دیگر مسئله این نیست که زورگیری و اخاذی صورت گرفته است یا خیر. بلکه باید دانست که انگیزه فرد تا چه حد بوده است که باعث نمی شود جرم به صورت کامل انجام گیرد. در این زمینه ممکن است که انگیزه فرد در کم کردن مجازاتش موثر باشد.

بنابراین در صورتی که عناصر قانونی، مادی و معنوی جرم زورگیری محقق گردد، جرم تحقق یافته و از نظر قانونی قابل اجرای مجازات خواهد بود.

مجازات جرم زورگیری

اگرچه زورگیری پدیده ای تازه و در عین حال رایج در میان مردم می باشد، اما فاقد قانون مستقل و محکم بوده و به منظور پیشگیری از آن و نیز تنبیه مرتکبین از سایر قوانین پیشین نظیر قانون مجازات اسلامی تبعیت می شود. بررسی های انجام شده در رابطه با این موضوع حاکی از آن است که تنها در یک مورد قانون گزار واژه اخاذی را در معنای زورگیری به کار برده است.

به موجب ماده 617 قانون مجازات اسلامی:

در صورتی که شخصی با استفاده از چاقو و یا هر گونه سلاح دیگربه تظاهر و قدرت نمایی بپردازد و یا این اشیاء را با هدف ایجاد مزاحمت برای سایرین و یا اخاذی و تهدید به کار بگیرد و یا با شخصی درگیر شود، در صورتی که از مصادیق محارب محسوب نگردد، محکوم به گذراندن 6 ماه تا دو سال زندان و تا 74 ضربه شلاق خواهد شد.

محارب

اگر شخصی به منظور ایجاد رعب و وحشت و با هدف سلب آزادی و امنیت سایر افراد جامعه، دست به هر نوع سلاح، چه گرم و چه سرد، ببرد، جزء محارب و مفسدین فی الارض محسوب می شود.

در صورتی که زورگیری با آزار جسمی فرد توسط مجرم همراه باشد، به موجب ماده 652 قانون مجازات اسلامی، مجرم محکوم به گذراندن 10 سال حبس و 74 ضربه شلاق خواهد شد. در صورتی که درگیری انجام شده با هدف اعمال زورگیری به قتل بینجامد، متهم محکوم به اعدام می گردد.

استناد قوه قضاییه به منظور اعدام آن دسته از زورگیرانی که با به کارگیری سلاح های سرد اقدام به زورگیری می نمایند، ماده 190 قانون مجازات اسلامی می باشد. بر اساس این قانون شرایط محاربه بر فردی که مرتکب این جرم شده است، جاری می گردد.

محاربه

محاربه جرمی است که غالبا به صورت علنی و روشن و نیز با انجام فعل مثبت نظیر اسلحه کشیدن و ایجاد رعب و وحشت در میان افراد جامعه انجام می شود و زمینه ایجاد اختلال در امنیت نظامی جامعه را تشدید می کند. این در حالی است که جرم فساد فی الارض در اکثر مواقع به صورت غیر علنی و با هدف ایجاد خلل در امنیت نظامی، امنیت فرهنگی، امنیت اقتصادی، انیت اجتماعی و همچنین امنیت سیاسی کشور محقق می گردد.

پیشنهاد طلایی

در صورتی که در رابطه با جرم زورگیری، تصادف ساختگی با هدف اخاذی و زورگیری و مجازات های هر کدام نیازمند مشاوره و راهنمایی های بیشتر هستید، سایت مشاوره و وکالت آنلاین با برخورداری از کادری مجرب آماده ارائه خدمت به شما خواهد بود!

 

آشنایی با جرایم سرقت، زورگیری و اخاذی و تفاوت و مجازات آن ها

یکی از مهم ترین و رایج ترین جرایمی که به باور کارشناسان و جرم شناسان تهدیدی جدی علیه امنیت جامعه محسوب می شود، زورگیری می باشد. این گروه از کارشناسان اعلام داشته اند که جرم زورگیری غالبا در مناطقی که افراد بی سواد و یا دارای سطح تحصیلات پایین ساکن هستند، بیشتر از سایر مناطق به چشم می خورد. قانون گزار نیز به منظور جلوگیری از وقوع جرم زورگیری و نیز تنبیه افرادی که مرتکب آن شده اند، مجازات های سنگینی را در نظر گرفته است.

زورگیری یا اخاذی

شانتاژ کلمه ای فرانسوی است که معنای آن در زبان فارسی اخاذی می باشد. اخاذی را می توان زورگیری، باج گیری و گرفتن مال، وجه نقد و یا هر چیز دیگری با استفاده از زور و تهدید معنا کرد. بنابراین همان گونه که اشاره کردیم، زورگیری مصداقی روشن از اخاذی می باشد.

هدف از این جرم این است که فرد مجرم بتواند مالی را به صورت غیرقانونی و با زور و تهدید به دست آورد و در واقع می توان گفت که جرم اخاذی یکی از جرایمی است که زیر مجموعه ای از جرم تهدید به شمار می آید.

ارکان جرم زورگیری

احراز سه رکن قانونی، مادی و معنوی از مهم ترین ارکان تحقق هر جرمی می باشند. در صورتی که هر یک از این ارکان وجود نداشته باشد، تحقق جرم نیز منتفی است. مگر در شرایطی که قانون گزار خلاف چنین اصلی را شرط رسیدگی به پرونده قرار دهد.

خوب است بدانید که ارکان مادی و معنوی جرم از رکن قانونی آن منشعب می گردند. دلیل این امر نیز این است که قانون گزار با گنجاندن شرایط مادی و معنوی تحقق جرم در دل عنصر قانونی آن به جرم انگاری خواهد پرداخت. در ادامه به معرفی و بررسی ارکان نام برده شده خواهیم پرداخت.

عنصر قانونی جرم زورگیری

بر اساس اقتضای اصل قانونی بودن جرم و مجازات، لازم است که قانون گزار کلیه کارها و رفتارهای مجرمانه را تعیین و اعلام نموده و مجازات های در نظر گرفته شده برای مرتکبین این اعمال را نیز به طور کاملا صریح اعلام کند. گفتنی است که قانون گزار باید تمام تلاش خود را به کار بگیرد تا از اعمال سلیقه شخصی خود در تبیین و تشریح عناوین مجرمانه پیشگیری نماید.

از طرف دیگر نیز لازم است که اعضای جامعه تمامی اعمال و رفتاری را که مخالف و منتفی قانون آن جامعه می باشند، شناخته و با عواقب انجام آن ها آشنایی کامل داشته باشند. بر اساس قاعده ” قبح عقاب بلابیان” و نیز طبق آیات مبارکه قرآن کریم، در صورتی که فردی بدون اعلام قبلی مورد مجازات قرار بگیرد، عملی زشت صورت پذیرفته است. در این جا فرض را بر مباح و قانونی بودن کلیه اعمال و رفتارهایی که در جامعه رخ می دهد، قرار داده اند. بنابراین هر رفتار و عملی که مجرمانه تلقی شود، باید از پیش توسط قانون گزار به تمامی افراد جامعه اعلام شده و مجازات آن نیز به طور صریح مشخص گردد.

عنصر مادی جرم زورگیری

عنصر مادی جرم زورگیری به این نکته اشاره دارد که مجرم قصد و نیت مجرمانه ای را که در ذهن خود پرورش داده است، به عرصه عمل برساند. این عنصر در رابطه با جرم زورگیری از دو بخش که در ادامه مورد معرفی و بررسی قرار می گیرند، تشکیل شده است.

تهدید

تهدید به معنای ترساندن فرد از عملی نا مشروع و غیر قانونی می باشد. برای مثال در صورتی که فردی شخص دیگری را ترسانده و از وی مالی را تقاضا نماید و یا او را وادار به انجام کاری بدون دریافت دستمزد نماید، مرتکب جرم تهدید شده است. تهدید به قتل، تهدید به ضرر شرفی، تهدید به ضرر نفسی، تهدید به ضرر مالی و یا تهدید به فاش کردن راز نمونه های تهدید برای جرم زورگیری می باشند.

تقاضای مال، وجه، انجام کار و عدم انجام کار

همان گونه که پیش تر نیز اشاره نمودیم، تقاضا و یا عدم تقاضای دریافت مال و یا انجام و یا عدم انجام یک کار از فرد تهدید شونده یکی از اتفاقاتی است که در جرم تهدید رخ می دهد. جالب است بدانید که در جرم زورگیری این چنین نیست. به منظور تحقق جرم زورگیری لازم است که مجرم در عین تهدید کردن فرد، از او درخواست کند که مال و یا وجهی را به او داده و یا کاری را که او می گوید انجام بدهد و از انجام کاری که او دستور می دهد، دست بکشد.

عنصر معنوی جرم زورگیری

زمانی که جرم زورگیری رخ می دهد، بدون شک افراد ممکن است که با مشکلات بسیاری در این زمینه از نظر روحی مواجه شوند. در واقع عنصر معنوی جرم زورگیری حسی است که شخص تهدید کننده در نظر دارد با ایجاد ترس و دلهره در تهدید شونده ایجاد کند. زمانی که تهدید شونده مالی در جرم زورگیری درگیر شود، به طور حتم از نظر روانی نیز ذهن او درگیر خواهد شد و حتی ممکن است که دچار مشکلات بسیاری در این زمینه شود. در این مورد، حتی اگر انگیزه از انجام این کار تفریح و سرگرمی باشد و یا حتی فرد به قصد جدی اقدام به این کار کند باید بداند که همین که عنصر روانی انجام شده است، دیگر مسئله این نیست که زورگیری و اخاذی صورت گرفته است یا خیر. بلکه باید دانست که انگیزه فرد تا چه حد بوده است که باعث نمی شود جرم به صورت کامل انجام گیرد. در این زمینه ممکن است که انگیزه فرد در کم کردن مجازاتش موثر باشد.

بنابراین در صورتی که عناصر قانونی، مادی و معنوی جرم زورگیری محقق گردد، جرم تحقق یافته و از نظر قانونی قابل اجرای مجازات خواهد بود.

مجازات جرم زورگیری

اگرچه زورگیری پدیده ای تازه و در عین حال رایج در میان مردم می باشد، اما فاقد قانون مستقل و محکم بوده و به منظور پیشگیری از آن و نیز تنبیه مرتکبین از سایر قوانین پیشین نظیر قانون مجازات اسلامی تبعیت می شود. بررسی های انجام شده در رابطه با این موضوع حاکی از آن است که تنها در یک مورد قانون گزار واژه اخاذی را در معنای زورگیری به کار برده است.

به موجب ماده 617 قانون مجازات اسلامی:

در صورتی که شخصی با استفاده از چاقو و یا هر گونه سلاح دیگربه تظاهر و قدرت نمایی بپردازد و یا این اشیاء را با هدف ایجاد مزاحمت برای سایرین و یا اخاذی و تهدید به کار بگیرد و یا با شخصی درگیر شود، در صورتی که از مصادیق محارب محسوب نگردد، محکوم به گذراندن 6 ماه تا دو سال زندان و تا 74 ضربه شلاق خواهد شد.

محارب

اگر شخصی به منظور ایجاد رعب و وحشت و با هدف سلب آزادی و امنیت سایر افراد جامعه، دست به هر نوع سلاح، چه گرم و چه سرد، ببرد، جزء محارب و مفسدین فی الارض محسوب می شود.

در صورتی که زورگیری با آزار جسمی فرد توسط مجرم همراه باشد، به موجب ماده 652 قانون مجازات اسلامی، مجرم محکوم به گذراندن 10 سال حبس و 74 ضربه شلاق خواهد شد. در صورتی که درگیری انجام شده با هدف اعمال زورگیری به قتل بینجامد، متهم محکوم به اعدام می گردد.

استناد قوه قضاییه به منظور اعدام آن دسته از زورگیرانی که با به کارگیری سلاح های سرد اقدام به زورگیری می نمایند، ماده 190 قانون مجازات اسلامی می باشد. بر اساس این قانون شرایط محاربه بر فردی که مرتکب این جرم شده است، جاری می گردد.

محاربه

محاربه جرمی است که غالبا به صورت علنی و روشن و نیز با انجام فعل مثبت نظیر اسلحه کشیدن و ایجاد رعب و وحشت در میان افراد جامعه انجام می شود و زمینه ایجاد اختلال در امنیت نظامی جامعه را تشدید می کند. این در حالی است که جرم فساد فی الارض در اکثر مواقع به صورت غیر علنی و با هدف ایجاد خلل در امنیت نظامی، امنیت فرهنگی، امنیت اقتصادی، انیت اجتماعی و همچنین امنیت سیاسی کشور محقق می گردد.

آشنایی با جرم سرقت

یکی از رایج ترین و با قدمت ترین جرایمی که از گذشته های دور تا کنون موجود بوده است و مجازات های بسیار سختی برای آن در نظر گرفته شده است، سرقت می باشد. دو لفظ “حرز” و “سری” در تعریف اصطلاح سرقت دارای اهمیت فراوانی می باشند. بدون وجود این الفاظ امکان رخداد سرقت وجود ندارد.

بر اساس تبصره 1 ماده 198 قانون مجازات اسلامی:

محل نگه داری اموال و سرمایه به منظور حفظ آن ها در مقابل خطر دستبرد را حرز می گویند.

سرقت

ربودن شی ای از محلی محصور به صورت کاملا پنهانی را سرقت می گویند. در این تعریف به واژه حرز اشاره شده است. تعریف سرقت در قانون مجازات اسلامی ربودن مال و سرمایه ای متعلق به دیگران می باشد.

بنابر آن چه گفته شد، رکن “ربایش” در تعریف عمل سرقت دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد. زیرا نقل مکان دادن شی ای که فرد قصد سرقت آن را دارد، از مکانی به مکان دیگر، یکی از لازمه های تحقق جرم سرقت می باشد. بنابراین در اموالی که قابل جا به جایی نبوده و به عبارت دیگر غیر منقول هستند، در صورت جدایی از محل مشخص خود می توانند موجب تحقق سرقت گردند. برای مثال تیر آهن ها و کاشی هایی که در ساخت ساختمان مورد استفاده قرار گرفته اند، پس از این که از ساختمان جدا می شوند، جزء منقولات محسوب می گردند.

علاوه بر آن چه تا کنون اشاره شد، تصاحب مالکانه یکی از ارکان اصلی سرقت می باشد. تصاحب مالکانه به معنای تصاحب مال خود شخص و نه اموال غیر می باشد. واضح است که اگر فردی مال شخصی دیگر را با این تصور که مال خود اوست و پس از مدتی عکس این موضوع ثابت شود، تصاحب کند، بی شک عمل سرقت اتفاق نیفتاده است.

انواع و مجازات جرم سرقت

سرقت تعزیری ساده: 

ربودن مال دیگران بدون اطلاع و رضایت آنان را سرقت تعزیری ساده می گویند. کمترین مجازات این نوع سرقت سه ماه و یک روز الی دو سال زندان و تا سقف 74 ضربه شلاق عنوان شده است.

سرقت تعزیری مشدد:

سرقتی که همراه با یک یا چند عامل تشدید مجازات صورت بگیرد. همچون سرقت مسلحانه. این سرقت شامل موارد زیر می باشد:

سرقت اسناد:

دزدیدن نوشته ها، اسناد و ورقه ها در دفاتر ثبت دولتی را تحت عنوان سرقت اسناد نام گذاری کرده اند. مجازات این نوع سرقت شش ماه تا دو سال حبس در نظر گرفته شده است.

سرقت توسط امانت دار:

در صورتی که شی و یا سندی توسط فرد مستحفظ آن صورت بگیرد، مرتکب محکوم به گذراندن سه تا ده سال زندان خواهد بود.

از بین بردن مهر:

ربودن اسناد، محو کردن پلمپ و یا مهر را بر اساس قانون مجازات اسلامی برابر دو تا ده سال حبس می دانند.

آشنایی با جرم اخاذی و مجازات آن

همان طور که پیش از این گفتیم، زورگیری یکی از نمونه های اخاذی می باشد. اخاذی جرمی است که امکان شکل گیری آن از راه زورگیری به عنوان روشی سرشار از خشونت و یا از سایر راه ها همچون تهدید فرد به افشا نمودن راز و نیز تهدید به ایجاد ضررهای نفسی، شرفی و ناموسی وجود دارد.

جالب است بدانید که جرایمی تحت عنوان زورگیری و اخاذی در قانون مجازات اسلامی وجود ندارد و قانون گزار این جرایم را مشمول ماده 669 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 می داند.

به موجب ماده 669 قانون مجازات اسلامی:

در صورتی که شخصی فرد دیگرای را به هر روشی تهدید به قتل و یا ایجاد ضررهای شرفی، نفسی و یا مالی و نیز افشای راز در رابطه با خود او و یا بستگانش نماید، چه در صورت تقاضای وجه و مال و یا در خواست انجام کار و یا عدم انجام آن و چه در صورتی که این کار را نکرده باشد، به گذراندن دو ماه تا دو سال حبس و تا سقف 74 ضربه شلاق محکوم می گردد.

تفاوت جرم زورگیری و اخاذی

همانطور که گفتیم، اخاذی یکی از جرایمی است که امروزه به وفور انجام می شود و زورگیری هم یکی از مصادیق اخاذی است. از این رو می توان گفت که به عنوان یکی از شیوه های خشونت آمیز از روش های دیگری مانند تهدید به افشای اسرار و یا حتی ضررهای شرافتی، ناموسی و حتی نفسی هم می توان از اخاذی سخن گفت.

همان طور که براساس قانون مجازات اسلامی گفته شده است، جرمی تحت عنوان اخاذی وجود ندارد و جرم زورگیری هم در قانون و مجازات اسلامی تعریف نشده است. اما هر دوی این جرایم، مشمول ماده 669 قانون مجازات اسلامی هستند و عنوان می کنند که هرگاه فردی دیگری را به هر نحوی به انجام یکی از موارد فوق الذکر تهدید کنند، جرم تهدید صورت گرفته است. این در حالی است که جرایمی مانند زورگیری، اخاذی، سرقت مسلحانه با چاقو، خفت کردن، تهدید و ترساندن، گرفتن مال و یا پول آن هم به زور و حتی سرقت به قصد اذیت و آزار از جمله جرایمی هستند که به سختی قابل تفکیک اند و از همین رو هم تفاوت اخاذی با زورگیری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

جرم زورگیری زمانی رخ خواهد داد که از طریق سرقت مسلحانه، آدم ربایی و یا ضرب و جرح بدون رضایت انجام گیرد که شی و یا مال فرد گرفته شود. به این عمل هم زورگیری گفته می شود که با توجه به جرائم رخ داده در این رابطه، حکم خواهد داشت و فرد خاطی محکوم است. اما به طور کلی مجازات زورگیری اعدام نیست. فردی که مرتکب انجام این جرم می شود، به حبس تعزیری درجه شش یا چهار محکوم خواهد شد. البته این در صورتی است که فرد در این زمینه به جرایم ارتکابی محاربه متوسل نشده باشد که اگر چنین باشد، مجازات در نظر گرفته شده برای او اعدام خواهد بود. البته شخص زورگیر در این روش تنها با استفاده از سلاح مردم را می ترساند. به عبارت دیگر اگر فرد تنها به طرف مردم اسلحه بکشد و استفاده ای از آن نکند، جز محارب شناخته نخواهد شد. به همین دلیل است که گفته می شود جرم زورگیری یک جرم خشن است و مجازات سنگینی دارد که قابل گذشت نیست.

جرایم قابل گذشت

واژه گذشت از نظر لغوی به معنی بخشیدن می باشد. این واژه در اصطلاح حقوقی به معنای چشم پوشی و صرف نظر نمودن فرد شاکی خصوصی از پیگیری و تعقیب شخص متهم به جرم و مجازات وی است. این گذشت شامل تمامی مراحل رسیدگی نظیر تعقیب، تحقیق، محاکمه، و اجرای حکم بوده و در صورتی که شاکی اعلام بخشش نماید، تمام مراجع قضایی مانند دادسرا و دادگاه پرونده را به عنوان پرونده ای مختومه اعلام می نمایند.

در این دسته از جرایم قانون گذار جنبه خصوصی جرم را به منظور رعایت مصالح اجتماعی و نیز مصالح خانوادگی بر بعد عمومی آن ها برتر دانسته و به شاکی این امکان را می دهد که نسبت به پیگیری حقوق خود گذشت نموده و از مجازات متهم صرف نظر نماید.

پیشنهاد طلایی

در صورتی که در رابطه با جرم زورگیری، اخاذی، سرقت، تفاوت و مجازات های هر کدام نیازمند مشاوره و راهنمایی های بیشتر هستید، سایت مشاوره و وکالت آنلاین با برخورداری از کادری مجرب آماده ارائه خدمت به شما خواهد بود!

 

 

 

 

 

 

آشنایی با جرم ایجاد رعب و وحشت با استفاده از سلاح سرد و گرم و مجازات آن

همان گونه که همه ما به خوبی آگاه هستیم، عمومی ترین خواسته هر جامعه ای که هر حکومتی با هر نوع طرز فکری به دنبال دستیابی به آن می باشد، امنیت است. بی شک ایجاد رعب و وحشت با استفاده از سلاح های سرد و گرم یکی از جرایمی است که علیه امنیت کشور بوده و قانون گزار به منظور جلوگیری از وقوع آن و نیز تنبیه کسانی که به این جرم روی می آورند، مجازات های سنگینی را وضع نموده است.

ایجاد رعب و وحشت در جامعه با به کارگیری سلاح های سرد و گرم که در علم حقوق از آن تحت عنوان محاربه و افساد فی الارض یاد می شود، جزء جرایم دارای مجازات خاص و تعیین شده از نظر شرع می باشد. به عبارت دیگر کیفیت و کمیت مجازات جرم ایجاد رعب و وحشت با استفاده از هر گونه سلاح در شرع مشخص شده است و مجازات این جرم در حوزه مجازات های حدی جای دارد.

مجازات حدی

مقدار مجازات حدی را قانون گزار با مراجعه به قرآن و اقتباس از متن شیوا و صریح آن مشخص کرده و حق هیچ گونه کم یا زیاد کردن میزان آن را با در نظر گرفتن نوع گناه و شرایط مختلف ندارد. برای مثال در قرآن کریم برای مجازات شرب خمر، 80 ضربه شلاق مشخص شده است. بنا براین مقدار شرب خمر هر اندازه که باشد، چه کم و چه زیاد، فرد مرتکب شونده شامل این حد خواهد شد.

محارب و مفسد فی الرض

بنابر آن چه تا کنون گفته شد، نتیجه می گیریم که اگر شخصی به منظور ایجاد رعب و وحشت و با هدف سلب آزادی و امنیت سایر افراد جامعه، دست به هر نوع سلاح، چه گرم و چه سرد، ببرد، جزء محارب و مفسدین فی الارض محسوب می شود.

تفاوت محاربه و فساد فی الارض

فساد فی الارض از جمله جرایمی است که دارای عنوانی عمومی تر در مقایسه با جرم محاربه می باشد. به عبارت دیگر محاربه نوعی از جرم فساد فی الارض محسوب می شود. هدف مجرم از انجام فساد فی الارض ایستادن در برابر حکومت و تلاش برای بر هم زدن آن می باشد. این در حالی است که هدف مجرم از ارتکاب به جرم محاربه از بین بردن نظم و امنیت جامعه و ایجاد اختلال در آن و نیز ایجاد رعب و وحشت در میان مردم است.

محاربه جرمی است که غالبا به صورت علنی و روشن و نیز با انجام فعل مثبت نظیر اسلحه کشیدن و ایجاد رعب و وحشت در میان افراد جامعه انجام می شود و زمینه ایجاد اختلال در امنیت نظامی جامعه را تشدید می کند. این در حالی است که جرم فساد فی الارض در اکثر مواقع به صورت غیر علنی و با هدف ایجاد خلل در امنیت نظامی، امنیت فرهنگی، امنیت اقتصادی، انیت اجتماعی و همچنین امنیت سیاسی کشور محقق می گردد.

مصادیق محاربه چیست؟

نخستین مصداق از مصادیق محاربه را قانون گزار در ماده 183 قانون مجازات اسلامی آورده است.

به موجب ماده 183 قانون مجازات اسلامی:

اگر فردی به منظور ایجاد رعب و وحشت در میان مردم دست به سلاح ببرد، مصداق محارب می باشد. در این ماده دست به سلاح بردن به معنای استفاده از سلاح موجود نیست، بلکه همین که سلاح را به دست بگیرد و با استفاده از آن مردم را بترساند حتی اگر از آن استفاده نکند، از مصادیق محاربه است.

میان دست به سلاح بردن و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم ملازمه موجود است. این این ملازمه صدق عنوان مجحارب به شخصی را به دنبال ندارد. زیرا فرد باید سلاح کشیدن را به قصد ایجاد رعب و وحشت انجام دهد. بنابر این موضوع اگر فردی در جامعه دست به سلاح ببرد اما انگیزه او ایجاد رعب و وحشت در میان سایر افراد جامعه نباشد و تنها فرد خاصی را در نظر داشته باشد، به علت عدم ایجاد رعب و وحشت عمومی، محارب نمی باشد.

دومین مصداق از محاربه را در ماده 185 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 می توان یافت.

به موجب ماده 185 قانون مجازات اسلامی:

سارقی که مسلح و قطاع الطریق باشد، در صورتی که با در دست داشتن سلاح موجب بر هم زدن امنیت دیگر افراد و جاده گردد و زمینه ایجاد رعب و وحشت را تشدید نماید، محارب است.

عنصر قانونی جرم ایجاد رعب و وحشت با استفاده از سلاح گرم و سرد

بر اساس اقتضای اصل قانونی بودن جرم و مجازات، لازم است که قانون گزار کلیه کارها و رفتارهای مجرمانه را تعیین و اعلام نموده و مجازات های در نظر گرفته شده برای مرتکبین این اعمال را نیز به طور کاملا صریح اعلام کند. گفتنی است که قانون گزار باید تمام تلاش خود را به کار بگیرد تا از اعمال سلیقه شخصی خود در تبیین و تشریح عناوین مجرمانه پیشگیری نماید.

از طرف دیگر نیز لازم است که اعضای جامعه تمامی اعمال و رفتاری را که مخالف و منتفی قانون آن جامعه می باشند، شناخته و با عواقب انجام آن ها آشنایی کامل داشته باشند. بر اساس قاعده ” قبح عقاب بلابیان” و نیز طبق آیات مبارکه قرآن کریم، در صورتی که فردی بدون اعلام قبلی مورد مجازات قرار بگیرد، عملی زشت صورت پذیرفته است. در این جا فرض را بر مباح و قانونی بودن کلیه اعمال و رفتارهایی که در جامعه رخ می دهد، قرار داده اند. بنابراین هر رفتار و عملی که مجرمانه تلقی شود، باید از پیش توسط قانون گزار به تمامی افراد جامعه اعلام شده و مجازات آن نیز به طور صریح مشخص گردد.

عنصر مادی و معنوی جرم ایجاد رعب و وحشت با استفاده از سلاح گرم و سرد

خوب است بدانید که عنصر مادی در جرم ایجاد رعب و وحشت با استفاده از سلاح گرم و سرد دست به اسلحه بردن و عنصر معنوی این جرم ایجاد رعب و وحشت در میان افراد جامعه است. با اندکی تامل در متن موارد 183 و 185 قانون مجازات اسلامی می توان فهمید که قانون گزار دست به اسلحه بردن مجرم و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم را ملاک عناصر مادی و معنوی این جرم قرار داده است. زیرا دو عنصر فوق الذکر در هر دو ماده حضور داشته و مصادیق محاربه را به روشنی در متن ماده 185 قانون مجازات اسلامی می توان دید.

سلاح مورد استفاده در ایجاد رعب و وحشت، شامل چه چیزهایی است؟

گروهی از حقوقدانان بر این باورند که سلاح قابل صدق بر شی ای است که غالبا آن را در جنگ مورد استفاده قرار می دهند. البته لازم به ذکر است که این تعریف در مورد سلاح تعریفی جامع محسوب نمی شود. زیرا این تعریف موجب خارج شدن سلاح های سرد امروزی که در جنگ ها مورد استفاده قرار نمی گیرند از تعریف سلاح می شود. چنین گفته ای با متن قانون مجازات اسلامی که سلاح را شامل دو نوع سلاح گرم و سلاح سرد می داند، متعارض می باشد. در رابطه با تعریف سلاح باید عقیده درست را به عرف واگذار نمود.

بر اساس ماده 653 قانون تعزیرات، محاربه شامل حال هر راهزنی در هر راهی نمی گردد. به عبارت دیگر هر سرقتی که در هر راهی اتفاق بیفتد، نمی توان آن را تحت عنوان محاربه معرفی نمود.

به موجب ماده 653 قانون مجازات اسلامی:

” اگر فردی در راه ها به هر نحوی مرتکب جرم سرقت و راهزنی گردد، به گونه ای که استفاده از عنوان محارب برای وی صدق نکند، محکوم به گذراندن 3 تا 15 سال زندان و تا 74 ضربه شلاق خواهد شد”.

توجه داشته باشید که عبارت ” عنوان محارب برای وی صدق نکند” به این معناست که موضوع این ماده می تواند به صورت بالقوه محاربه عنوان شود. اما اصل موضوع بر خروج این ماده از عنوان محاربه می باشد. در این ماده جرم انگاری به موضوع راهزنی پرداخته و جرم مرتکبین را محاربه اعلام ننموده است.

سومین مصداق از مصادیق محاربه قیام مسلحانه در مقابل حکومت اسلامی می باشد. این موضوع در ماده 186 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 عنوان شده است.

به موجب ماده 186 قانون مجازات اسلامی:

” هر گروهی که به قیام مسلحانه در مقابل حکومت اسلامی بپردازد، تا زمانی که مرکزیت این گروه باقی باشد، تمام اعضای گروه و هوادارانی که از موضع و راهبرد آن آگاه هستند و فعالیت های موثری در رابطه با پیشبرد اهداف این گروه انجام می دهند، حتی در صورتی که در شاخه نظامی شرکت نکنند، محارب هستند “.

مصداق چهارم از مصادیق محاربه هنگامی محقق می گردد که یک فرد و یا یک گروه نقشه از بین بردن حکومت را در سر داشته باشد و به منظور انجام این کار نیز سلاح های لازم را تهیه کرده باشند. این دسته از افراد جزء محارب محسوب می شوند. جالب است بدانید که افراد تامین کننده منابع مالی در این زمینه و یا آنان که وسایل و سلاح های مورد نیاز را تهیه می کنند نیز جزء محارب هستند و مطابق قانون با آنان برخورد می شود.

پنجمین مصداق محاربه به هنگام تصمیم گیری افراد به منظور انجام کودتا و عهده دار شدن پستی حساس توسط یک فرد با فعالیت های موثر محقق می گردد.

همان گونه که پیش تر اشاره کردیم، جرم محاربه زمانی محقق می گردد که سلاح، چه نوع سرد و چه نوع گرم آن، با هدف ایجاد رعب و وحشت به دست گرفته شود.

تهیه اسلحه گرم و سرد به تنهایی مصداق محاربه نیست. بلکه اگر فرد اسلحه تهیه شده را با هدف بر اندازی حکومت و همچنین به منظور ایجاد رعب و وحشت عمومی و از بین بردن امنیت جامعه مورد استفاده قرار دهد، جزء محارب به حساب می آید.

مجازات ایجاد رعب و وحشت با استفاده از سلاح گرم و سرد

به موجب قوانین موجود و جاری در کشور جمهوری اسلامی ایران، اگر شخصی با استفاده از سلاح سرد و یا گرم موجبات رعب و وحشت در میان مردم را ایجاد نماید، این شخص جزء محارب محسوب شده و مجازات وی اعدام می باشد.

از دیگر مجازات های ایجاد رعب و وحشت در جامعه با استفاده از سلاح سرد و یا گرم که نوعی جرم حدی محسوب می گردد، می توان به صلب به معنای به صلیب بستن سه روزه شخص در عین خودداری از دادن آب و غذا به وی اشاره کرد. قطع دست راست و پای چپ و نیز نفی بلد و یا به عبارت دیگر تبعید از مجازات های حدی جرم ایجاد رعب و وحشت در میان سایر افراد جامعه با دست به سلاح شدن می باشد.

آن چه در بالا به آن اشاره شد، مجازات های جرم حدی ایجاد رعب و وحشت در میان افراد جامعه با استفاده از سلاح های سرد و گرم می باشد که البته گفتنی است که تعیین مجازات نهایی بر عهده قاضی پرونده خواهد بود.

ایجاد رعب و وحشت، جرمی غیر قابل گذشت

جرایم قابل گذشت

واژه گذشت از نظر لغوی به معنی بخشیدن می باشد. این واژه در اصطلاح حقوقی به معنای چشم پوشی و صرف نظر نمودن فرد شاکی خصوصی از پیگیری و تعقیب شخص متهم به جرم و مجازات وی است. این گذشت شامل تمامی مراحل رسیدگی نظیر تعقیب، تحقیق، محاکمه، و اجرای حکم بوده و در صورتی که شاکی اعلام بخشش نماید، تمام مراجع قضایی مانند دادسرا و دادگاه پرونده را به عنوان پرونده ای مختومه اعلام می نمایند.

در این دسته از جرایم قانون گذار جنبه خصوصی جرم را به منظور رعایت مصالح اجتماعی و نیز مصالح خانوادگی بر بعد عمومی آن ها برتر دانسته و به شاکی این امکان را می دهد که نسبت به پیگیری حقوق خود گذشت نموده و از مجازات متهم صرف نظر نماید.

ایجاد رعب و وحشت با دست به سلاح شدن از آن جهت که موجب بر هم خوردن آسایش و نظم جامعه می گردد و به عبارتی جنبه عمومی دارد، در صورت گذشت و بخشش شاکی، پیگیری و تعقیب جرم و نیز مجازات مجرم منتفی نشده و تنها تخفیفاتی در مجازات اعمال می گردد.

پیشنهاد طلایی

در صورتی که در رابطه با جرم ایجاد رعب و وحشت، ایجاد رعب و وحشت با استفاده از سلاح گرم و سرد، مجازات ها و نیز جرایم آن به مشاوره بیشتری نیاز دارید، سایت وکالت و مشاوره آنلاین با برخورداری از کادری مجرب آماده خدمت رسانی به شما در این زمینه و تمامی زمینه های حقوقی می باشد.

انتقال مال

آشنایی با جرم فروش و انتقال مال غیر

یکی از رایج ترین جرایمی که امروزه در میان انسان ها رواج یافته است، انتقال مال غیر می باشد که این جرم را در عالم خارج غالبا تحت عنوان فروش مال غیر نیز می شناسند. فروش و انتقال مال غیر گونه ای خاص از جرم کلاهبرداری است و بر اساس قانون مجازات اسلامی هر رفتاری چه به صورت فعل و چه به صورت ترک فعل که قانون برای آن مجازات تعیین کرده باشد، جرم تلقی می شود.

هدف از جرم انگاری فروش و انتقال مال غیر، حمایت و پشتیبانی قانون از دارایی های افراد و نیز قابل احترام شمردن آن ها می باشد که در عالم حقوق، جرم فروش و انتقال مال غیر را در دسته جرم هایی که علیه اموال رخ می دهند، دسته بندی می کنند.

قاعدتا هر شخصی اختیار اموال خود را دارا است. یعنی اگر شخصی چیزی را خریداری کرده و یا به هر روش قانونی دیگر نظیر ارث به دست آورده است، در چهارچوب قوانین حق انجام دادن هر کاری در رابطه با مال خود را دارد. برای مثال می تواند آن را بفروشد، اجاره بدهد و… . اما تصور کنید شخصی خانه شما را بفروشد! یا این که تصور کنید خودرویی را از شخصی خریداری کرده اید و پس از آن متوجه شوید که خودرو اصلا متعلق به وی نبوده است! چنین عملی را تحت عنوان فروش و انتقال مال غیر نام گذاری می کنند.

به عبارت دیگر فروش و انتقال اموال و دارایی های فردی دیگر بدون این که خود او از این موضوع اطلاع داشته باشد، فروش و انتقال مال غیر نامیده می شود. فروش و انتقال مال غیر از جمله جرایمی است که علاوه بر دارا بودن جنبه خصوصی، دارای جنبه عمومی نیز می باشند. این مسئله بدین معناست که در وقوع چنین جرمی فرد مجرم نه تنها به دلیل ضرر رساندن به یک فرد خاص مجازات خواهد شد، بلکه به دلیل بر هم زدن نظم و آرامش جامعه نیز، مورد برخورد جدی قانون قرار خواهد گرفت.

معنای انتقال مال

معنای انتقال در مبحث فروش و انتقال مال غیر، به معنای واگذاری عین مال و یا منفعت آن به شخصی دیگر می باشد. عین مال به معنای خود آن مال همچون یک آپارتمان است. یعنی این که مالکیت آپارتمان در اختیار شخصی دیگر قرار بگیرد. این کار ممکن است از طریق فروش آن چیز و یا حتی بخشیدن ان صورت بپذیرد.

منظور از انتقال منفعت مال، تصاحب فواید مال مذکور توسط شخصی دیگر می باشد. برای مثال می توان به اجاره دادن خانه شخصی دیگر بدون اجازه وی اشاره نمود. بنابر آن چه گفته شد، اگر شخصی مال فرد دیگری را بدون مجوز قانونی اجاره بدهد، مشمول حکم انتقال مال غیر خواهد شد.

تشریح جرم فروش و انتقال مال غیر

اگر چه قانون گزار در قانون مجازات اسلامی، جرم فروش و انتقال مال غیر را به طور صریح تعریف نکرده است، اما به دلیل تصریح قانون فروش و انتقال مال غیر مواد 1308 که غیر مصوب بوده و ماده 117 قانون ثبت مصوب در تشریح و تعریف جرم نام برده شده، متفق القول می باشند. بنابر این قوانین:

” انتقال و نیز ایجاد تعهد بدون دارا بودن مجوز قانونی و یا قرار دادی در مقابل مالی که به دیگران تعلق دارد، در عین داشتن سوء نیت، تعریفی جامع از جرم فروش و انتقال مال غیر می باشد”.

توجه داشته باشید که تعلق مال به دیگران، نیت اضرار و دارا نبودن مجوز قانونی از مهم ترین شرایط و لوازم تحقق جرم فروش و انتقال مال غیر می باشند.

ارکان جرم فروش و انتقال مال غیر

احراز سه رکن قانونی، مادی و معنوی از مهم ترین ارکان تحقق هر جرمی می باشند. در صورتی که هر یک از این ارکان وجود نداشته باشد، تحقق جرم نیز منتفی است. مگر در شرایطی که قانون گزار خلاف چنین اصلی را شرط رسیدگی به پرونده قرار دهد.

خوب است بدانید که ارکان مادی و معنوی جرم از رکن قانونی آن منشعب می گردند. دلیل این امر نیز این است که قانون گزار با گنجاندن شرایط مادی و معنوی تحقق جرم در دل عنصر قانونی آن به جرم انگاری خواهد پرداخت. در ادامه به معرفی و بررسی ارکان نام برده شده خواهیم پرداخت.

عنصر قانونی جرم فروش و انتقال مال غیر

بر اساس اقتضای اصل قانونی بودن جرم و مجازات، لازم است که قانون گزار کلیه کارها و رفتارهای مجرمانه را تعیین و اعلام نموده و مجازات های در نظر گرفته شده برای مرتکبین این اعمال را نیز به طور کاملا صریح اعلام کند. گفتنی است که قانون گزار باید تمام تلاش خود را به کار بگیرد تا از اعمال سلیقه شخصی خود در تبیین و تشریح عناوین مجرمانه پیشگیری نماید.

از طرف دیگر نیز لازم است که اعضای جامعه تمامی اعمال و رفتاری را که مخالف و منتفی قانون آن جامعه می باشند، شناخته و با عواقب انجام آن ها آشنایی کامل داشته باشند. بر اساس قاعده ” قبح عقاب بلابیان” و نیز طبق آیات مبارکه قرآن کریم، در صورتی که فردی بدون اعلام قبلی مورد مجازات قرار بگیرد، عملی زشت صورت پذیرفته است. در این جا فرض را بر مباح و قانونی بودن کلیه اعمال و رفتارهایی که در جامعه رخ می دهد، قرار داده اند. بنابراین هر رفتار و عملی که مجرمانه تلقی شود، باید از پیش توسط قانون گزار به تمامی افراد جامعه اعلام شده و مجازات آن نیز به طور صریح مشخص گردد.

مواد قانونی برای تعریف جرم فروش و انتقال مال غیر

قاعده فوق الذکر در رابطه با جرم فروش و انتقال مال غیر صدق کرده و در جامعه کنونی ما حاکم می باشد. هم اکنون عناصر قانونی مورد استفاده و استناد در روند قضایی محاکم، ماده 1 قانون فروش و انتقال مال غیر و همچنین ماده 17 قانون ثبت اسناد و املاک می باشند. اگر چه تعداد کمی از حقوق دانان بر این باورند که نیاز است قانون فروش و انتقال مال غیر توسط قانون ثبت اسناد و املاک منسوخ گردد، اما چنین به نظر می رسد که این نظریه، نظریه ای درست و کارا نیست. زیرا:

اولا: مواد 100 تا 117 که در قانون ثبت مصوب 1310 موجود می باشند، در رابطه با ثبت املاک بوده و ربطی به نقل و انتقال اموال ندارد.

دوما: ماده 117 که در قانون ثبت بیان شده است، رکن قانونی معامله معارض بوده و ارتباطی با ارکان قانونی جرم فروش و انتقال مال غیر ندارد.

ثالثا: رای وحدت رویه به شماره 594 در رابطه با غیر تصریح بودن اعتبار قانون فروش و انتقال مال غیر بوده و اعلام ممنوع بودن اجتهاد در مقابل نص است.

رابعا: هیچ تردیدی در رابطه با رویه قضایی در خصوص اعتبار قانون فروش و انتقال مال غیر بر اساس مصوبه 1308 وجود ندارد.

خامسا: در صورتی که افراد شک داشته باشند که آیا قانونی منسوخ اعلام شده است و یا خیر،  باید گفت که بر اساس اصل استصحاب و اصل عدم و نیز قاعده معروف « الجمع مهما امکن اولی من الطرح»، قانون مورد نظر از اعتبار کافی برخوردار است . لذا رکن قانونی جرم فروش و انتقال مال غیر، ماده یک قانون انتقال مال غیر می باشد.

بر اساس آن چه تا به حال گفته شد، رکن قانونی جرم فروش و انتقال مال غیر، قانون انتقال مال غیر مصوب 1308 است. البته در مواردی نیز وسیله ارتکاب جرم به اداره ثبت اسناد و املاک و یا دفاتر اسناد رسمی مرتبط می باشد.

مقررات قانون ثبت درباره فروش و انتقال مال غیر

به موجب ماده 1 قانون فروش و انتقال مال غیر:

اگر شخصی مال دیگران را با وجود این که می داند مال دیگران است، بدون دارا بودن مجوز قانونی به نحوی از انحاء عینا یا منفعتا به فرد دیگری بفروشد و یا منتقل کند، این شخص از لحاظ قانونی کلاهبردار شناخته شده و بر اساس ماده 238 قانون مجازات اسلامی محکوم می گردد. همچنین فردی که مال دیگران به وی فروخته شده و یا انتقال داده شود، در صورتی که بداند انتقال دهنده مالک مال مورد معامله نمی باشد، بر اساس همین ماده مجرم شناخته شده و مجازات می شود.

در صورتی که مالک مال مورد معامله از وقوع چنین معامله ای با خبر شده و تا یک ماه پس از اطلاع یافتن از این موضوع، هیچ گونه اظهاریه ای برای ابلاغ به فردی که مال مذکور به وی فروخته شده به منظور آگاهی وی از مالکیت خود به اداره ثبت اسناد و یا دیگر دوائر دولتی تحویل ننماید، به عنوان معاون جرم شناخته می شود. دوائر نام برده شده نیز در مقابل ارسال فوری اظهاریه ای که مالک مال به آن ها می سپارد، موظف می باشند.

ماده 238 قانون مجازات اسلامی:

منظور از توسل جستن به وسایل تقلبی با هدف بردن مال دیگران که در ماده 238 قانون مجازات اسلامی ذکر شده است، اعمال حیله و تقلب در خارج و یا در حین جریان امر در اداره های ثبت اسناد و سایر ادارات دولتی و محاکم اعم از آن که کار مالی را که مد نظر داشته است، تمام کرده و یا این که به دلایلی موفق به اتمام آن نشده است، می باشد.

به موجب ماده 117 قانون ثبت اسناد و املاک:

اگر شخصی به موجب سندی رسمی و یا سندی معمولی به نحوی از انحاء عینا و یا منفعتا مالی منقول و یا غیر منقول حقی به فرد یا افرادی واگذار نموده و سپس نسبت به همان عین و یا منفعت بر اساس سند رسمی، معامله نموده و یا تعهد معارض با حق مزبور کند، محکوم به حبس با اعمال شاقه به مدت سه سال تا ده سال خواهد شد.

اموال منقول

منظور از اموال منقول اموال و اشیایی است که امکان جا به جا کردن آن ها از مکانی به مکان دیگر بدون ورود هیچ گونه ضرر و آسیبی وجود دارد.

آیا خریدار مال غیر نیز مجرم محسوب می شود؟

در جریان خرید و فروش مال غیر که بدون اطلاع صاحب آن صورت می گیرد، خریدار هم می تواند مجرم شناخته شود و هم بی گناه!

شاید تعجب کنید اما همه چیز به اطلاع خریدار بر می گردد. شاید فردی که به خرید مال غیر می پردازد، به هیچ عنوان از این که مال مورد معامله متعلق به فروشنده نیست، اطلاع نداشته باشد که در چنین حالتی او بی گناه است. گرچه وظیفه دارد مالی را که خریداری نموده است، به صاحب اصلی آن باز گرداند.

اما در صورتی که خریدار به هنگام خرید مال اطلاع داشته باشد که مال مورد معامله متعلق به فروشنده نیست و مال شخصی دیگر است که بدون اطلاع وی به فروش می رسد و با این وجود به خرید آن بپردازد، معاون جرم صورت گرفته محسوب شده و بر اساس قانون مجازات خواهد شد. در این صورت دادستان و شاکی خصوصی به منظور اثبات سوء نیت و اطلاع خریدار از متعلق بودن مال مورد معامله به فردی دیگر، وظیفه دارند دلایل و شواهد خود را به دادگاه ارائه بدهند.

مجازات فروش و انتقال مال غیر

فروش و انتقال مال غیر علاوه بر آسیب زدن به فردی که صاحب اصلی مال مورد معامله می باشد، نظم و آرامش جامعه را نیز بر هم می زند. همین امر موجب شده است که قانون گزار به منظور جلوگیری از وقوع چنین جرمی و نیز برخورد جدی با افرادی که مرتکب این عمل می شوند، مجازات های سختی را برای آن در نظر بگیرد که در ادمه به برسی آن ها خواهیم پرداخت.

گذراندن حبس از یک تا هفت سال

پرداخت جزای نقدی معادل مال دریافت شده

ارجاع مال به صاحب اصالی آن

انفصال مادام العمر و دائمی از خدمات دولتی در صورتی که مجرم از کارکنان دولت باشد.

فروش و انتقال مال غیر، جرمی غیر قابل گذشت

جرایم قابل گذشت

واژه گذشت از نظر لغوی به معنی بخشیدن می باشد. این واژه در اصطلاح حقوقی به معنای چشم پوشی و صرف نظر نمودن فرد شاکی خصوصی از پیگیری و تعقیب شخص متهم به جرم و مجازات وی است. این گذشت شامل تمامی مراحل رسیدگی نظیر تعقیب، تحقیق، محاکمه، و اجرای حکم بوده و در صورتی که شاکی اعلام بخشش نماید، تمام مراجع قضایی مانند دادسرا و دادگاه پرونده را به عنوان پرونده ای مختومه اعلام می نمایند.

در این دسته از جرایم قانون گذار جنبه خصوصی جرم را به منظور رعایت مصالح اجتماعی و نیز مصالح خانوادگی بر بعد عمومی آن ها برتر دانسته و به شاکی این امکان را می دهد که نسبت به پیگیری حقوق خود گذشت نموده و از مجازات متهم صرف نظر نماید.

فروش و انتقال مال غیر از آن جهت که موجب بر هم خوردن آسایش و نظم جامعه می گردد و به عبارتی جنبه عمومی دارد، در صورت گذشت و بخشش شاکی، پیگیری و تعقیب جرم و نیز مجازات مجرم منتفی نشده و تنها تخفیفاتی در مجازات اعمال می گردد.

پیشنهاد طلایی

در صورتی که در رابطه با جرم فروش و انتقال مال غیر، مجازات ها و جرایم آن به مشاوره بیشتری نیاز دارید، سایت وکالت و مشاوره آنلاین با برخورداری از کادری مجرب آماده خدمت رسانی به شما در این زمینه و تمامی زمینه های حقوقی می باشد.

 

 

 

خیانت در امانت

آشنایی با جرم خیانت در امانت مشاور املاک و مجازات آن

از گذشته های دور تا کنون صفت زشت خیانت در امانت نقطه مقابل صفت خوب امانت داری بوده است و هنوز هم هست. اما با در نظر گرفتن صیغه مذهبی بودن و مبنا قرار دادن فقه شیعه در کشور جمهوری اسلامی ایران، خیانت در امانت را به عنوان یکی از جرایمی که مرتکبین آن مجازات خواهند شد، مطرح نموده اند.

آیات گوناگون و روایت های متعددی نیز وجود دارند که تاکید بسیاری بر امانت داری داشته و از مردم می خواهند که از فعل مذموم و ناپسند خیانت در امانت دوری ورزند. جرم خیانت در امانت همچون سایر جرایم ریشه در تاریخ داشته و از گذشته های دور در میان مردم رواج داشته است. وقوع فعل ناپسند خیانت در امانت زمینه بر هم خوردن نظم و امنیت عمومی جامعه را تشدید نموده و موجب سست شدن ارکان جامعه خواهد شد. بدین ترتیب مردم نسبت به یک دیگر و نیز نسبت به جامعه بی اعتماد شده و در نتیجه این بی اعتمادی جرایم جدیدی رخ خواهد داد.

خیانت در امانت

خیانت در لغت در معنای شکستن پیمان، نقض عهد، بی وفایی و عدم رعایت اصل امانت داری می باشد. واژه امانت نیز به معنای مالی می باشد که توسط عقود امانی و یا به وسیله حکم قاضی نزد کسی باشد.

قانون مجازات اسلامی معتقد است که خیانت در امانت جرم بوده و به همین دلیل مجازات هایی را برای آن صادر نموده است. قانون گذار این مجازات ها را با هدف جبران خسارت فرد آسیب دیده اعمال می کند.

اگرچه خیانت در امانت جرمی است که در قانون تعریفی برای آن ارائه نشده است، اما متخصصان این حوزه و حقوقدانان بر اساس مصادیقی که در ماده 673 و 674 قانون مجازات اسلامی، بخش تعزیرات عنوان شده اند، خیانت در امانت را نوعی عمل عمدی تلقی کرده و معتقدند که این عمل بر خلاف امانت امین ضرر صاحب مال و دارایی را به دنبال دارد.

به موجب ماده 673 قانون مجازات اسلامی:

اگر شخصی به سوء استفاده از سفید مهر و یا سفید امضایی که تحت عنوان امانت به وی سپرده شده است بپردازد، محکوم به گذراندن یک تا سه سال زندان خواهد شد.

به موجب ماده 674 قانون مجازات اسلامی:

اگر اموال و سرمایه هایی منقول، غیر منقول و یا نوشته هایی همچون سفته، چک، قبض و امثال این ها تحت عنوان اجاره، امانت، رهن و یا حتی وکالت و نیز هر گونه عمل دارای اجرت و یا فاقد اجرت به شخصی داده شود، در حالی که هدف مسترد شدن اشیاء نام برده و یا مصرف آن ها در زمینه ای معین بوده است، در صورتی که فرد به عهده گیرنده این اشیاء، آن ها را مورد استفاده و یا تصاحب قرار داده و یا گم کند و موجبات ضرر صاحبین آن اموال را فراهم سازد، بر اساس قانون مجازات اسلامی به گذراندن شش ماه تا سه سال زندان محکوم می شود.

اموال منقول

منظور از اموال منقول اموال و اشیایی است که امکان جا به جا کردن آن ها از مکانی به مکان دیگر بدون ورود هیچ گونه ضرر و آسیبی وجود دارد.

بر اساس آن چه در بالا گفته شد، خیانت در امانت به معنای استفاده، تصاحب، هدر دادن و یا گم کردن همراه با سوء نیت اموال و سرمایه هایی است که مالک قانونی آن ها با هدف مسترد کردن آن ها و یا مصرف آن ها در زمینه ای معین به فردی دیگر واگذار کرده است.

مال در چه صورتی امانت محسوب می گردد؟!

یکی از مهم ترین ارکان وقوع جرم خیانت در امانت اثبات این موضوع می باشد که مال اسعمال، صرف، تلف و یا مفقود شده توسط فرد خیانت کار در نزد او به امانت گذاشته شده است. به منظور احراز وصف امانت بودن اموال نیاز است که آن مال توسط مالک قانونی و شرعی آن که تحت حمایت قانون می باشد، به شخصی دیگر که امین است، سپرده شود. به تبع این موضوع سپردن مال توسط آن شخص شرعی و قانونی بوده و در صورت نیاز مورد حمایت دولت می باشد.

بنابر آن چه گفته شد، اگر مال و یا سرمایه ای از طریق سارقان، غاصبان و یا امثال این افراد، به عنوان امانت به امین واگذار شود، در صورتی که مال مورد نظر در نزد امین استعمال، تصاحب، اتلاف و یا مفقود گردد، جرم خیانت در امانت تحقق نیافته است.

اثبات سپردن مال به منظور امانت بودن مال در نزد فرد دیگر نیز از جمله مهم ترین موضوعاتی است که در صورت عدم اثبات آن، جرم خیانت در امانت ثابت نخواهد شد.

عناصر تشکیل دهنده جرم خیانت در امانت

همان گونه که پیش تر اشاره شد، ماده 674 قانون مجازات اسلامی به ذکر عنصر قانونی جرم خیانت در امانت پرداخته و مجازات حبس را برای افرادی که مرتکب این عمل می شوند، در نظر گرفته است. بر این اساس عنصر مادی جرم خیانت در امانت استعمال، تصاحب، تلف نمودن و یا مفقود یا گم کردن اموال و سرمایه های مورد امانتی است که ممکن است به شکل فعل بوده و یا گاها به صورت ترک فعل باشد. گفتنی است که این امر غالبا در چهارچوب ترک فعل بوده که در ماده 674 قانون مجازات اسلامی به آن اشاره شده است.

استعمال:

استعمال مال مورد امانت به معنای استفاده کردن از آن مال می باشد. به عنوان مثال اگر شخصی ماشین خود را به دوستش امانت بدهد تا آن را برای مدتی در پارکینگ خانه اش پارک کرده و نگهداری کند، اما آن فرد ماشین را از پارکینگ خارج نموده و به مسافرکشی با آن بپردازد. در این صورت استعمال مال مورد امانت رخ داده است.

تصاحب:

تصاحب به این معناست که شخصی که مالی به او امانت سپرده شده است، به جای نگهداری از آن به بهترین نحو، به گونه ای رفتار کند که مردم تصور کنند اموال مورد نظر متعلق به خود او است.

اتلاف:

اتلاف مال مورد امانت به معنای تلف و نابود کردن آن می باشد. اتلاف یکی از نمونه های بارز خیانت در امانت است.

مفقود کردن:

مفقود کردن مالی که به شخصی سپرده شده است، به این معنا است که فرد دستیابی صاحب مال به مال خویش را غیر ممکن سازد.

شرایط لازم برای تحقق جرم خیانت در امانت

به منظور تحقق جرم خیانت در امانت شرایطی نیاز است که در ادامه به بررسی آن ها خواهیم پرداخت:

موضوع جرم خیانت در امانت باید مال و یا وسیله ای برای به دست آوردن مال باشد.

مال مورد امانت با هدف مسترد شدن و یا مصرفی معین به فرد امین سپرده شده باشد.

لازم است که مالک و یا متصرف قانونی مال آن را به شخصی دیگر به عنوان امانت بسپارد.

میان فعلی که مرم انجام می دهد و ضرری که مالک مال می بیند، رابطه علیت وجود داشته باشد.

عنصر معنوی جرم خیانت در امانت

سومین عنصر از عناصر تشکیل دهنده جرم خیانت در امانت، عنصر معنوی جرم می باشد. عنصر معنوی جرم خیانت در امانت سوء نیت عام و سوء نیت خاص تعریف شده است. حال به بررسی معانی اصطلاحات سوء نیت عام و سوء نیت خاص خواهیم پرداخت.

سوء نیت عام:

سوء نیت عام به این معنا است که فرد امین عمل استعمال، تصاحب، اتلاف و یا مفقود نمودن مالی را که موضوع امانت می باشد، به صورت کاملا عمدی انجام دهد.

سوء نیت خاص:

سوء نیت خاص به این معنا است که فرد امین بر حسب قصد و اراده در پی وارد کردن ضرر به دیگران می باشد.

بر همین اساس تعدی و یا تفریط همراه با سوء نیت در مورد مالی که مورد امانت قرار گرفته است، مسئولیت کیفری را برای فرد امین به دنبال خواهد داشت.

نکته ماده 674 قانون مجازات اسلامی

در این قانون قانون گزار با هدف پیشگیری از فرار خیانت کاران در امانت از مسئولیت جرمی که مرتکب شده اند، به این بهانه که هیچ گونه عقدی میان آنان و افراد صاحب مال منعقد نشده است و یا عقد مورد نظر باطل شده است، مجازات خیانت در امانت را خارج از محدوده عقدهای موجود بین امین و صاحب مال در نظر گرفته است و عنوان کرده است که سپرده شدن مال برای هرکاری چه به صورت با اجرت و چه به صورت بی اجرت، مبنای تحقق جرم خیانت در امانت بوده و مجازات هایی را به دنبال خواهد داشت.

خیانت در امانت مشاور املاک

مشاور املاک کیست؟

مشاور املاک همان گونه که از نام وی پیدا است، وظیفه راهنمایی و مشاوره به افرادی که قصد انجام معاملات ملکی دارند، بر عهده دارد. این امر حاکی از آن است که مشاوره اصلی ترین کلید تمام سیاست های معاملاتی است. مشاور املاک یکی از پر دردسرترین شغل های موجود در جامعه می باشد. علت آن نیز دارا بودن حجم وظایف موکول شده بر عهده مشاور می باشد.

بنگاه های معاملات ملکی نقشی بسیار اساسی در زنجیره خرید و فروش های ملکی انجام شده دارند. مردم عادی نیز به هنگام انجام این معاملات به واسطه عرفی که از گذشته های دور تا کنون وجود داشته است و نیز به دلیل یقینی که به کارآمدی مشاورین املاک دارند، سرنوشت سرمایه و ملک خود را به دست این اشخاص می سپارند. حتما تا به این جا به این نتیجه رسیده اید که مشاورین املاک نقشی واسطه ای در میان خریدار و فروشنده دارند. اما همین افراد بر اساس قانون وظایف و مسئولیت هایی را بر عهده دارند که موجب پیشگیری از وقوع مشکلات خواهند شد. بنابراین لازم است تا هم مردم و هم خود این افراد با این مسئولیت ها  آشنایی کامل داشته باشند.

مشاورین املاک و جرم خیانت در امانت

خوب است بدانید که خیانت در امانت جرمی نیست که مستقیما از طرف مشاوران املاک دارای بنگاه های معاملاتی شکل بگیرد. مگر در مواردی که یکی از طرفین معامله، خریدار و یا فروشنده و یا هر دوی آن ها اسناد تجاری نظیر سند، مال، پول، چک و… را به مشاور املاک سپرده تا وی به طرف مقابل معامله داده و یا آن را به یکی از اداره ها و یا دستگاه های مرتبط با معامله انجام شده تحویل دهد.

اگر سند، وجه، چک، مال و سایر اسناد تجاری از جانب یکی از طرفین معامله و یا هردوی آن ها به مشاور املاک سپرده شود تا او اسناد نام برده را به طرف دیگر معامله و یا به یکی از دستگاه های مرتبط تحویل بدهد، ولی این امر اتفاق نیفتاده باشد و اسناد و اموال مربوطه مورد سوء استفاده شخص بنگاه دار و یا مورد تصاحب وی قرار گرفته باشد، این کار وی خیانت در امانت محسوب شده و برای وی مجازات هایی را به دنبال خواهد داشت.

بیان یکی از مصادیق خیانت در امانت توسط مشاورین املاک

تصور کنید فردی که ساکن شهر و یا کشوری دیگر است، با مشاور املاک جهت فروش ملک خود و یا خرید ملکی دیگر و نیز انجام معاملاتی از این قبیل هماهنگی های لازم را انجام بدهد. اما مشاور املاک از نبود این طرف معامله سوء استفاده کرده و به تبانی با طرف دیگر می پردازد و معامله را به ضرر فرد غایب انجام داده و از اعتماد و عدم حضور وی سوء استفاده می کند. به عنوان مثال مشاور املاک ملک مورد نظر فروشنده غایب را به قیمتی واقعی فروخته است. اما به وی می گوید که این کار را با قیمتی کمتر از قیمت اصلی انجام داده است. در صورت بروز چنین شرایطی مشاور املاک از نا آگاهی و عدم اطلاع فروشنده و نیز عدم حضور وی، سوء استفاده کرده و این کار او مصداقی بارز از خیانت در امانت می باشد. خیانت در امانت مشاورین املاک هم از لحاظ انضباطی و هم از جنبه مدنی و کیفری قابل تعقیب و پیگیری است.

به موجب ماده 349 قانون تجارت:

اگر مشاور املاک که در این قانون تحت عنوان دلال از وی یاد شده است، بر خلاف وظیفه ای که مامور انجام آن شده است و شخصی که به وی ماموریت انجام این عمل را داده است، به نفع طرف دیگر معامله اقداماتی را انجام دهد و یا هنگامی که بر خلاف عرف تجاری در زمینه بنگاه ها و آژانس های معاملاتی املاک، وجه و یا وعده وجهی را بپذیرد، مستحق دریافت اجرت انجام معامله و مخارج صورت گرفته نبوده و محکوم به جرم خیانت در امانت می باشد که به راحتی از سوی شاکی قابل تعقیب و پیگیری است.

 

پیشنهاد طلایی

در صورتی که در رابطه با جرم خیانت در امانت مشاور املاک، مجازات ها و جرایم آن به مشاوره بیشتری نیاز دارید، سایت وکالت و مشاوره آنلاین با برخورداری از کادری مجرب آماده خدمت رسانی به شما در تمامی زمینه های حقوقی می باشد.

آشنایی با جرم خیانت در امانت و تفاوت آن با سرقت و کلاهبرداری

خیانت در امانت یکی از مهم ترین جرایمی است که تضعیف شدید اعتماد جامعه را در پی دارد. آیات و روایات بسیار زیادی بر ناپسند بودن خیانت در امانت تاکید داشته و از مردم تقاضا کرده اند که از انجام این عمل مذموم دوری کنند. همچنین قانون مجازات اسلامی نیز با هدف پیشگیری از وقوع این جرم و نیز تنبیه مرتکبین، مجازات هایی را برای آن در نظر گرفته است.

خیانت در امانت

خیانت در لغت در معنای شکستن پیمان، نقض عهد، بی وفایی و عدم رعایت اصل امانت داری می باشد. واژه امانت نیز به معنای مالی می باشد که توسط عقود امانی و یا به وسیله حکم قاضی نزد کسی باشد.

قانون مجازات اسلامی معتقد است که خیانت در امانت جرم بوده و به همین دلیل مجازات هایی را برای آن صادر نموده است. قانون گذار این مجازات ها را با هدف جبران خسارت فرد آسیب دیده اعمال می کند.

اگرچه خیانت در امانت جرمی است که در قانون تعریفی برای آن ارائه نشده است، اما متخصصان این حوزه و حقوقدانان بر اساس مصادیقی که در ماده 673 و 674 قانون مجازات اسلامی، بخش تعزیرات عنوان شده اند، خیانت در امانت را نوعی عمل عمدی تلقی کرده و معتقدند که این عمل بر خلاف امانت امین ضرر صاحب مال و دارایی را به دنبال دارد.

به موجب ماده 673 قانون مجازات اسلامی:

اگر شخصی به سوء استفاده از سفید مهر و یا سفید امضایی که تحت عنوان امانت به وی سپرده شده است بپردازد، محکوم به گذراندن یک تا سه سال زندان خواهد شد.

به موجب ماده 674 قانون مجازات اسلامی:

اگر اموال و سرمایه هایی منقول، غیر منقول و یا نوشته هایی همچون سفته، چک، قبض و امثال این ها تحت عنوان اجاره، امانت، رهن و یا حتی وکالت و نیز هر گونه عمل دارای اجرت و یا فاقد اجرت به شخصی داده شود، در حالی که هدف مسترد شدن اشیاء نام برده و یا مصرف آن ها در زمینه ای معین بوده است، در صورتی که فرد به عهده گیرنده این اشیاء، آن ها را مورد استفاده و یا تصاحب قرار داده و یا گم کند و موجبات ضرر صاحبین آن اموال را فراهم سازد، بر اساس قانون مجازات اسلامی به گذراندن شش ماه تا سه سال زندان محکوم می شود.

اموال منقول

منظور از اموال منقول اموال و اشیایی است که امکان جا به جا کردن آن ها از مکانی به مکان دیگر بدون ورود هیچ گونه ضرر و آسیبی وجود دارد.

بر اساس آن چه در بالا گفته شد، خیانت در امانت به معنای استفاده، تصاحب، هدر دادن و یا گم کردن همراه با سوء نیت اموال و سرمایه هایی است که مالک قانونی آن ها با هدف مسترد کردن آن ها و یا مصرف آن ها در زمینه ای معین به فردی دیگر واگذار کرده است.

عناصر تشکیل دهنده جرم خیانت در امانت

همان گونه که پیش تر اشاره شد، ماده 674 قانون مجازات اسلامی به ذکر عنصر قانونی جرم خیانت در امانت پرداخته و مجازات حبس را برای افرادی که مرتکب این عمل می شوند، در نظر گرفته است. بر این اساس عنصر مادی جرم خیانت در امانت استعمال، تصاحب، تلف نمودن و یا مفقود یا گم کردن اموال و سرمایه های مورد امانتی است که ممکن است به شکل فعل بوده و یا گاها به صورت ترک فعل باشد. گفتنی است که این امر غالبا در چهارچوب ترک فعل بوده که در ماده 674 قانون مجازات اسلامی به آن اشاره شده است.

استعمال:

استعمال مال مورد امانت به معنای استفاده کردن از آن مال می باشد. به عنوان مثال اگر شخصی ماشین خود را به دوستش امانت بدهد تا آن را برای مدتی در پارکینگ خانه اش پارک کرده و نگهداری کند، اما آن فرد ماشین را از پارکینگ خارج نموده و به مسافرکشی با آن بپردازد. در این صورت استعمال مال مورد امانت رخ داده است.

تصاحب:

تصاحب به این معناست که شخصی که مالی به او امانت سپرده شده است، به جای نگهداری از آن به بهترین نحو، به گونه ای رفتار کند که مردم تصور کنند اموال مورد نظر متعلق به خود او است.

اتلاف:

اتلاف مال مورد امانت به معنای تلف و نابود کردن آن می باشد. اتلاف یکی از نمونه های بارز خیانت در امانت است.

مفقود کردن:

مفقود کردن مالی که به شخصی سپرده شده است، به این معنا است که فرد دستیابی صاحب مال به مال خویش را غیر ممکن سازد.

شرایط لازم برای تحقق جرم خیانت در امانت

به منظور تحقق جرم خیانت در امانت شرایطی نیاز است که در ادامه به بررسی آن ها خواهیم پرداخت:

موضوع جرم خیانت در امانت باید مال و یا وسیله ای برای به دست آوردن مال باشد.

مال مورد امانت با هدف مسترد شدن و یا مصرفی معین به فرد امین سپرده شده باشد.

لازم است که مالک و یا متصرف قانونی مال آن را به شخصی دیگر به عنوان امانت بسپارد.

میان فعلی که مرم انجام می دهد و ضرری که مالک مال می بیند، رابطه علیت وجود داشته باشد.

عنصر معنوی جرم خیانت در امانت

سومین عنصر از عناصر تشکیل دهنده جرم خیانت در امانت، عنصر معنوی جرم می باشد. عنصر معنوی جرم خیانت در امانت سوء نیت عام و سوء نیت خاص تعریف شده است. حال به بررسی معانی اصطلاحات سوء نیت عام و سوء نیت خاص خواهیم پرداخت.

سوء نیت عام:

سوء نیت عام به این معنا است که فرد امین عمل استعمال، تصاحب، اتلاف و یا مفقود نمودن مالی را که موضوع امانت می باشد، به صورت کاملا عمدی انجام دهد.

سوء نیت خاص:

سوء نیت خاص به این معنا است که فرد امین بر حسب قصد و اراده در پی وارد کردن ضرر به دیگران می باشد.

بر همین اساس تعدی و یا تفریط همراه با سوء نیت در مورد مالی که مورد امانت قرار گرفته است، مسئولیت کیفری را برای فرد امین به دنبال خواهد داشت.

نکته ماده 674 قانون مجازات اسلامی

در این قانون قانون گزار با هدف پیشگیری از فرار خیانت کاران در امانت از مسئولیت جرمی که مرتکب شده اند، به این بهانه که هیچ گونه عقدی میان آنان و افراد صاحب مال منعقد نشده است و یا عقد مورد نظر باطل شده است، مجازات خیانت در امانت را خارج از محدوده عقدهای موجود بین امین و صاحب مال در نظر گرفته است و عنوان کرده است که سپرده شدن مال برای هرکاری چه به صورت با اجرت و چه به صورت بی اجرت، مبنای تحقق جرم خیانت در امانت بوده و مجازات هایی را به دنبال خواهد داشت.

تفاوت خیانت در امانت با سرقت و کلاهبرداری

خیانت در امانت از جمله جرایم مقید بوده و رفتار فردی که مرتکب این جرم شده است، بی شک نتیجه ای خاص را برای وی به دنبال خواهد داشت. بنابر آن چه تا به حال گفته شد، وارد شدن ضرر به صاحب مال بر اثر فعلی که مرتکب انجام داده است، لازمه تحقق جرم خیانت در امانت می باشد.

نتیجه جرم کلاهبرداری بردن مال دیگران می باشد. این در حالی است که انتفاع فردی که نسبت به انجام کلاهبرداری اقدام نموده است، شرط تحقق جرم کلاهبرداری می باشد. اما در رابطه با جرم خیانت در امانت می توان گفت که در صورت وارد آمدن ضرر و زیان به صاحب مال به خاطر عملی که از امین سر زده است، حتی اگر فرد خیانت کار از این کار خود سودی نبرده باشد، جرم خیانت در امانت محقق شده است.

فردی که اقدام به انجام کلاهبرداری می کند، به منظور کسب مال دیگران به اقدامات و اعمال متقلبانه روی می آورد. این در حالی است که در جرم خیانت در امانت فرد زیان دیده اموال و سرمایه های خود را با میل و رغبت در اختیار متهم قرار می دهد.

جرم سرقت نیز عبارت است از برداشتن مخفیانه اموال و سرمایه های دیگران. تفاوت این جرم با جرم خیانت در امانت این است که فرد مرتکب به سرقت اموال دیگران را به صورت مخفیانه بر می دارد، اما در خیانت در امانت فرد مال خود را با رغبت در اختیار خیانت کار قرار داده و او نیز از این فرصت برای استعمال، اتلاف، تصاحب و یا مفقود نمودن مال استفاده می کند.

یکی از رایج ترین و با قدمت ترین جرایمی که از گذشته های دور تا کنون موجود بوده است و مجازات های بسیار سختی برای آن در نظر گرفته شده است، سرقت می باشد. دو لفظ “حرز” و “سری” در تعریف اصطلاح سرقت دارای اهمیت فراوانی می باشند. بدون وجود این الفاظ امکان رخداد سرقت وجود ندارد.

بر اساس تبصره 1 ماده 198 قانون مجازات اسلامی:

محل نگه داری اموال و سرمایه به منظور حفظ آن ها در مقابل خطر دستبرد را حرز می گویند.

سرقت

ربودن شی ای از محلی محصور به صورت کاملا پنهانی را سرقت می گویند. در این تعریف به واژه حرز اشاره شده است. تعریف سرقت در قانون مجازات اسلامی ربودن مال و سرمایه ای متعلق به دیگران می باشد.

بنابر آن چه گفته شد، رکن “ربایش” در تعریف عمل سرقت دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد. زیرا نقل مکان دادن شی ای که فرد قصد سرقت آن را دارد، از مکانی به مکان دیگر، یکی از لازمه های تحقق جرم سرقت می باشد. بنابراین در اموالی که قابل جا به جایی نبوده و به عبارت دیگر غیر منقول هستند، در صورت جدایی از محل مشخص خود می توانند موجب تحقق سرقت گردند. برای مثال تیر آهن ها و کاشی هایی که در ساخت ساختمان مورد استفاده قرار گرفته اند، پس از این که از ساختمان جدا می شوند، جزء منقولات محسوب می گردند.

علاوه بر آن چه تا کنون اشاره شد، تصاحب مالکانه یکی از ارکان اصلی سرقت می باشد. تصاحب مالکانه به معنای تصاحب مال خود شخص و نه اموال غیر می باشد. واضح است که اگر فردی مال شخصی دیگر را با این تصور که مال خود اوست و پس از مدتی عکس این موضوع ثابت شود، تصاحب کند، بی شک عمل سرقت اتفاق نیفتاده است.

جرایم در حکم خیانت در امانت

معنای اصطلاح “در حکم” در قوانین و مقررات حقوقی

اصولا اصطلاح “در حکم” در قوانین و مقررات حقوقی زمانی مورد استفاده قرار می یرد که دو موضوع مد نظر از لحاظ ماهوی و ارکان با هم فرق داشته باشند، اما قانون گزار به دلیل وجود مجوعه ای از مصالح یکی از این دو موضوع را از نظر قوانین و احکام موجود در رابطه با آن، تابع موضوع دیگر می داند.

جرم خیانت در امانت به مجموعه ای از اعمال و کارها گفته می شود که با قانون مجازات اسلامی انطباق دارد. اما گفتنی است که در مواردی اعمالی پیدا می شوند که در حکم خیانت در امانت می باشند. جرایمی که در حکم جرم خیانت در امانت اطلاق می گردند، عبارتند از اعمال و کارهای مجرمانه ای که قانون گزار بر اساس قوانین متفرقه و یا به عبارت دیگر قوانینی که غیر از قانون مجازات اسلامی می باشند، آن ها را از لحاظ مجازات مشمول مجازات جرم خیانت در امانت می داند.

اگرچه این دسته از جرایم از نظر عناصر تشکیل دهنده جرم و ارکان جرم با موضوع ماده 674 قانون مجازات اسلامی که همانا خیانت در امانت می باشد، تفاوت دارند، اما قانون گزار حکم و مجازات جرم خیانت در امانت را برای آن ها در نظر گرفته است. اعمال زیر مهم ترین اعمالی هستند که در حکم خیانت در امانت محسوب می شوند:

خیانت در امانت در تصدیق انحصار وراثت

خیانت در امانت در قانون ثبت اسناد واملاک

خیانت در امانت در قانون تجارت

خیانت در امانت در قانون شرکت های تعاونی

مال در چه صورتی امانت محسوب می گردد؟!

یکی از مهم ترین ارکان وقوع جرم خیانت در امانت اثبات این موضوع می باشد که مال اسعمال، صرف، تلف و یا مفقود شده توسط فرد خیانت کار در نزد او به امانت گذاشته شده است. به منظور احراز وصف امانت بودن اموال نیاز است که آن مال توسط مالک قانونی و شرعی آن که تحت حمایت قانون می باشد، به شخصی دیگر که امین است، سپرده شود. به تبع این موضوع سپردن مال توسط آن شخص شرعی و قانونی بوده و در صورت نیاز مورد حمایت دولت می باشد.

بنابر آن چه گفته شد، اگر مال و یا سرمایه ای از طریق سارقان، غاصبان و یا امثال این افراد، به عنوان امانت به امین واگذار شود، در صورتی که مال مورد نظر در نزد امین استعمال، تصاحب، اتلاف و یا مفقود گردد، جرم خیانت در امانت تحقق نیافته است.

اثبات سپردن مال به منظور امانت بودن مال در نزد فرد دیگر نیز از جمله مهم ترین موضوعاتی است که در صورت عدم اثبات آن، جرم خیانت در امانت ثابت نخواهد شد.

پیشنهاد طلایی

در صورتی که در رابطه با جرم خیانت در امانت، مجازات ها و جرایم آن به مشاوره بیشتری نیاز دارید، سایت وکالت و مشاوره آنلاین با برخورداری از کادری مجرب آماده خدمت رسانی به شما در تمامی زمینه های حقوقی می باشد.